پخش زنده
مسافران مهتاب

مسافران مهتاب

خلاصه داستان: در فیلم مسافران مهتاب، سلیمان که بیکار است، از روستایش راهی شهر می‌شود تا کاری پیدا کند. او برادر کوچک‌ترش نمکی را که معلول ذهنی است، همراه خود می‌برد و به خانه برادر دیگرشان، مراد، که در شهر زندگی می‌کند، می‌روند؛ اما مراد شروع به اذیت کردن نمکی می‌کند و این باعث می‌شود نمکی دچار تنش بیشتری شود. نمکی پسری را می‌رباید و گمان می‌کند او برادرش است، و سپس به بالای ساختمانی نیمه‌تمام می‌رود.

توفیق اجباری

توفیق اجباری

خلاصه داستان: داستان بازیگری با نام رضا گلزار است که از همسر خود جدا شده است، رضا و همسرش یکدیگر را دوست دارند اما برخی ارتباطات رضا باعث بدبینی همسبقش از او می‌شود.

یک دزدی عاشقانه

یک دزدی عاشقانه

خلاصه داستان: دو دزد پیر کهنه کار، پس از سال ها از زندان آزاد میشوند و به امید دریافت سهمشان از آخرین دزدی، به سراغ زنی که همدستشان بوده می روند، اما…

نهنگ عنبر ۲: سلکشن رویا

نهنگ عنبر ۲: سلکشن رویا

خلاصه داستان: ارژنگ و رویا بالاخره پس از سالها با یکدیگر ازدواج کرده اند و در حال رانندگی برای رسیدن به محل برگزاری مراسم ازدواجشان در شمال می باشند. آنها در طول مسیر خاطرات گذشته خود را مرور می کنند اما…

3 درجه تب

3 درجه تب

خلاصه داستان: الهام در آستانه ازدواج بینی اش را به خاطر بزرگ بودن و حساسیتی که مادر داماد نسبت به آن دارد، عمل جراحی می کند. او برای تغییر عکس شناسنامه وارد مشکلات جدیدی می شود که ماجاراهایی را برایش بوجود می آورد.

عاشقی با اعمال شاقه

عاشقی با اعمال شاقه

خلاصه داستان: پسر جوان ثروتمندی به قصد تفریح به شمال سفر می کند و در آنجا عاشق دختر صاحب رستورانی می شود و به خاطر او در آن رستوران مشغول به کار می شود.

سه نفر روی خط

سه نفر روی خط

خلاصه داستان: مردی برای سرقت وارد خانه ای شده است ولی در همین زمان متوجه می شود شخصی در این منزل میخواهد خود را به دار بیاویزد و به دلیل اعتیاد شدید خودکشی کند و این موضوع باعث میشود که…

ساده لوح

ساده لوح

خلاصه داستان: فیلم ساده لوح در مورد مردی به اسم رحمان است. او با پولی که به بهانه تهیه مسکن از مردم به دست آورده، می‌گریزد و در مسافرخانه‌ای پناه می‌گیرد که توسط دو دوست به نام‌های غلام و عبدالله اداره می‌شود. طی حادثه‌ای، ظاهرا رحمان به قتل می‌رسد. مظنونین اصلی در این حادثه غلام و عبدالله هستند اما آن دو که گناهی مرتکب نشده‌اند، ناچارا می‌گریزند. ده سال بعد، وقتی به شهر خود باز می‌گردند در می‌یابند که…

ساده دل

ساده دل

خلاصه داستان: در فیلم ساده دل، علی که به تازگی مغازه‌ای را خریده و قصد دارد با راه انداختن یک مکانیکی بار زندگی خانواده‌اش را به دوش بکشد، با توطئه دختری جوان روبرو می‌شود که قصد دارد با در آوردن مغازه از دست علی، طلاهای دزدیده شده‌ای را که پدرش چندین سال پیش آنجا پنهان کرده، بدست آورد. اما درگیر داستانی عاشقانه می‌شود و…

به روح پدرم

به روح پدرم

خلاصه داستان: روح پدر هوشنگ که مدتی است از دنیا رفته، نزد پسرش می آید و از او می خواهد تا بدهی هایی که داشته را به چند نفر پرداخت کند که در جریان پرداخت این بدهی ها اتفاقاتی می افتد.

شیش و بش

شیش و بش

خلاصه داستان: دو رفیق خلافکار (امین حیایی و محمدرضا گلزار) در جریان یک کلاهبرداری به زندان می افتند و در زندان از طریق پیرمرد در حال مرگی به نقشه یک گنج بزرگ دست پیدا میکنند. این تاج سلطنتی هر تکه جواهراتش در یک خانه است و این دو دوست باید آنها را پیدا کنند…

در شهر خبری نیست، هست

در شهر خبری نیست، هست

خلاصه داستان: مریم زن پولداری است که دو بار ازدواج کرده و شوهرانش مرده اند. مسافرکشی به نام جواد او را به طور اتفاقی سوار می کند و به منزلش می رساند. پس از بازگشت، دو نفر به جواد حمله می کنند، کتکش می زنند و اتومبیلش را داغان می کنند. جواد و دوست کله پزش اصغر برای گرفتن خسارت پیش پدر مریم می روند و او آنها را به فرد دیگری معرفی می کند. مقدم پور پدر پسر جوانی است که آدم هایش به اشتباه جواد را کتک زده بودند. او که از پسرش بی خبر است، جواد و اصغر را مأمور می کند تا او را بیابند و پاداش مناسبی بگیرند. از سوی دیگر جواد اسیر توطئه اصغر می شود و برای تلکه کردن مریم به سراغ او هم می روند و خسارت می گیرند. این دو هم از سوی مقدم پور و هم از سوی مریم مأمور می شوند تا نیما مقدم پور را پیدا کنند. دارودسته مقدم پور که از دست جواد و اصغر به شدت دل خورند، از نقشه آنان آگاه می شوند و دائماً جلوی پای آنها سنگ می اندازند اما دو رفیق پی می برند که همین دارودسته مقدم پور هستند که نیما را گروگان گرفته اند. پدر مریم و پدر نیما پس از هماهنگی با پلیس، پول مورد نظر گروگان گیرها را جور می کنند و به جواد و اصغر می دهند. اصغر به طور پنهانی با تبدیل پولها به دو کیسه، درصدد است که یکی از آنها را برای آزادی گروگان ها بدهد و آن یکی را خودش بردارد، اما پس از اینکه اولی را از بالای پل به محل انتظار گروگان گیرها پرت می کند،‌ جواد پس از اختلاف نظر با او، آن یکی کیسه را هم پرت می کند که به طور تصادفی به کلنگ کارگری به نام چراغلی گیر می کند و او هم با آن پول به روستایش برمی گردد و با دختر مورد علاقه اش ازدواج می کند. سرانجام مریم و نیما به وصال هم می رسند و گروگان گیرها دستگیر می شوند.

-