توفیق اجباری
خلاصه داستان: داستان بازیگری با نام رضا گلزار است که از همسر خود جدا شده است، رضا و همسرش یکدیگر را دوست دارند اما برخی ارتباطات رضا باعث بدبینی همسبقش از او میشود.
خلاصه داستان: داستان بازیگری با نام رضا گلزار است که از همسر خود جدا شده است، رضا و همسرش یکدیگر را دوست دارند اما برخی ارتباطات رضا باعث بدبینی همسبقش از او میشود.
خلاصه داستان: دو دزد پیر کهنه کار، پس از سال ها از زندان آزاد میشوند و به امید دریافت سهمشان از آخرین دزدی، به سراغ زنی که همدستشان بوده می روند، اما…
خلاصه داستان: ارژنگ و رویا بالاخره پس از سالها با یکدیگر ازدواج کرده اند و در حال رانندگی برای رسیدن به محل برگزاری مراسم ازدواجشان در شمال می باشند. آنها در طول مسیر خاطرات گذشته خود را مرور می کنند اما…
خلاصه داستان: الهام در آستانه ازدواج بینی اش را به خاطر بزرگ بودن و حساسیتی که مادر داماد نسبت به آن دارد، عمل جراحی می کند. او برای تغییر عکس شناسنامه وارد مشکلات جدیدی می شود که ماجاراهایی را برایش بوجود می آورد.
خلاصه داستان: پسر جوان ثروتمندی به قصد تفریح به شمال سفر می کند و در آنجا عاشق دختر صاحب رستورانی می شود و به خاطر او در آن رستوران مشغول به کار می شود.
خلاصه داستان: مردی برای سرقت وارد خانه ای شده است ولی در همین زمان متوجه می شود شخصی در این منزل میخواهد خود را به دار بیاویزد و به دلیل اعتیاد شدید خودکشی کند و این موضوع باعث میشود که…
خلاصه داستان: فیلم ساده لوح در مورد مردی به اسم رحمان است. او با پولی که به بهانه تهیه مسکن از مردم به دست آورده، میگریزد و در مسافرخانهای پناه میگیرد که توسط دو دوست به نامهای غلام و عبدالله اداره میشود. طی حادثهای، ظاهرا رحمان به قتل میرسد. مظنونین اصلی در این حادثه غلام و عبدالله هستند اما آن دو که گناهی مرتکب نشدهاند، ناچارا میگریزند. ده سال بعد، وقتی به شهر خود باز میگردند در مییابند که…
خلاصه داستان: در فیلم ساده دل، علی که به تازگی مغازهای را خریده و قصد دارد با راه انداختن یک مکانیکی بار زندگی خانوادهاش را به دوش بکشد، با توطئه دختری جوان روبرو میشود که قصد دارد با در آوردن مغازه از دست علی، طلاهای دزدیده شدهای را که پدرش چندین سال پیش آنجا پنهان کرده، بدست آورد. اما درگیر داستانی عاشقانه میشود و…
خلاصه داستان: روح پدر هوشنگ که مدتی است از دنیا رفته، نزد پسرش می آید و از او می خواهد تا بدهی هایی که داشته را به چند نفر پرداخت کند که در جریان پرداخت این بدهی ها اتفاقاتی می افتد.
خلاصه داستان: دو رفیق خلافکار (امین حیایی و محمدرضا گلزار) در جریان یک کلاهبرداری به زندان می افتند و در زندان از طریق پیرمرد در حال مرگی به نقشه یک گنج بزرگ دست پیدا میکنند. این تاج سلطنتی هر تکه جواهراتش در یک خانه است و این دو دوست باید آنها را پیدا کنند…
خلاصه داستان: مریم زن پولداری است که دو بار ازدواج کرده و شوهرانش مرده اند. مسافرکشی به نام جواد او را به طور اتفاقی سوار می کند و به منزلش می رساند. پس از بازگشت، دو نفر به جواد حمله می کنند، کتکش می زنند و اتومبیلش را داغان می کنند. جواد و دوست کله پزش اصغر برای گرفتن خسارت پیش پدر مریم می روند و او آنها را به فرد دیگری معرفی می کند. مقدم پور پدر پسر جوانی است که آدم هایش به اشتباه جواد را کتک زده بودند. او که از پسرش بی خبر است، جواد و اصغر را مأمور می کند تا او را بیابند و پاداش مناسبی بگیرند. از سوی دیگر جواد اسیر توطئه اصغر می شود و برای تلکه کردن مریم به سراغ او هم می روند و خسارت می گیرند. این دو هم از سوی مقدم پور و هم از سوی مریم مأمور می شوند تا نیما مقدم پور را پیدا کنند. دارودسته مقدم پور که از دست جواد و اصغر به شدت دل خورند، از نقشه آنان آگاه می شوند و دائماً جلوی پای آنها سنگ می اندازند اما دو رفیق پی می برند که همین دارودسته مقدم پور هستند که نیما را گروگان گرفته اند. پدر مریم و پدر نیما پس از هماهنگی با پلیس، پول مورد نظر گروگان گیرها را جور می کنند و به جواد و اصغر می دهند. اصغر به طور پنهانی با تبدیل پولها به دو کیسه، درصدد است که یکی از آنها را برای آزادی گروگان ها بدهد و آن یکی را خودش بردارد، اما پس از اینکه اولی را از بالای پل به محل انتظار گروگان گیرها پرت می کند، جواد پس از اختلاف نظر با او، آن یکی کیسه را هم پرت می کند که به طور تصادفی به کلنگ کارگری به نام چراغلی گیر می کند و او هم با آن پول به روستایش برمی گردد و با دختر مورد علاقه اش ازدواج می کند. سرانجام مریم و نیما به وصال هم می رسند و گروگان گیرها دستگیر می شوند.
فیلم ده رقمی درباره دزد خرده پایی به نام فیروز سیزده است که زندگیاش را با دزدی پیش میبرد. شبی برای دزدی وارد خانهای میشود و فرشی میدزدد که برخلاف تصورش خیلی قیمتی است و…