تو را پیدا خواهم کرد قسمت اول
خلاصه داستان: پدری که به خاطر قتل پسرش در زندان است، مدرکی دریافت می کند که نشان می دهد فرزندش ممکن است زنده باشد؛ همین موضوع او را وادار می کند که از زندان فرار کرده و برای کشف حقیقت دست به جست وجو بزند.
خلاصه داستان: پدری که به خاطر قتل پسرش در زندان است، مدرکی دریافت می کند که نشان می دهد فرزندش ممکن است زنده باشد؛ همین موضوع او را وادار می کند که از زندان فرار کرده و برای کشف حقیقت دست به جست وجو بزند.
خلاصه داستان: در اوایل دههی ۱۹۷۰ میلادی؛ “کالی”، یک خلافکار خردهپا، ناخواسته پایش به دنیای تاریکِ مافیا و اوباشِ زیرزمینی باز میشود و جرقهی زنجیرهای از حوادثِ مهیب و غیرقابلکنترل را به راه میاندازد. اما آیا بازیِ بیرحمِ تقدیر، به آنها امان خواهد داد؟
خلاصه داستان: آنا و تام، زوج حقوقدان و وکلای موفقی هستند که همراه با دو فرزند نوجوان خود (ناتالی و زک) در عمارتی زیبا در ساوانا، جورجیا زندگی بینقصی دارند. اما این آرامش با آزادی مردی به نام «مکس کدی» از زندان به یک کابوس وحشتناک تبدیل میشود. هفده سال پیش، آنا وکیل مدافع مکس کدی (که به قتل همسرش متهم بود) محسوب میشد. آنا با علم به ماهیت وحشتناک کدی، به او توصیه کرد که به جرم خود اعتراف کند تا شاید تخفیف مجازات بگیرد؛ توصیهای که به حبس ابد مکس ختم شد. اندکی بعد از دادگاه، آنا با «تام» (که دادستانِ همان پرونده بود) ازدواج کرد حالا پس از گذشت ۱۷ سال (یا به قول خود مکس کدی: “۶۲۲۲ روزی که در جهنم مُردم”)، کدی با پیدا شدن مدارکی جدید تبرئه و آزاد شده است. او با کینهای عمیق به سراغ خانواده «بودن» میآید تا با نقشهای بیمارگونه، صبورانه و بیرحمانه، نه تنها جان آنها، بلکه آبرو، روان و بنیان خانوادهشان را از هم بپاشد.
خلاصه داستان: فیلم اتاق های پشتی در فضایی مرموز و با ریتمی تعلیقزا آغاز میشود. «کلارک»، صاحب یک فروشگاه مبلمان که از لحاظ روحی درگیر مشکلاتی است، بهطور تصادفی متوجه میشود که در زیرزمین فروشگاهش، یک گذرگاه یا پورتال به بعدی دیگر وجود دارد. این بعد، فضایی است بیانتها از راهروهای تودرتو با دیوارهای زردرنگ، فرشهای کهنه و نور آزاردهنده مهتابیها که به نظر میرسد هیچ راه خروجی ندارد. زمانی که پای یکی از بیمارانِ «دکتر مری کلاین» (تراپیست کلارک) ناخواسته به این هزارتوی بیکران و خالی باز میشود، دکتر کلاین و کلارک مجبور میشوند برای نجات او وارد این دنیای کابوسوار شوند. اما آنها به زودی میفهمند که در این «فضای بینابینی»، تنها نیستند و موجوداتی ناشناخته و قوانین فیزیکی عجیبی بر این اتاقها حکمفرماست.
خلاصه داستان: فیلم مادر در مورد یک قاتل خطرناک (با بازی جنیفر لوپز) است که از مخفیگاه خود بیرون میآید تا از دختری که سالها پیش او را از دست داده بود، محافظت کند. در این میان او باید از چنگال مردان خطرناکی که به دنبال دستگیری وی هستند، فرار کرده و…
خلاصه داستان: در آینده ای تاریک، یک تحلیلگر داده به نام اطلس شپرد که با روبات ها و هوش مصنوعی دشمنی دارد، هدایت یک روبات بزرگ را به دست می گیرد و مجبور می شود به هوشی مصنوعی به نام اسمیث برای نجات جان انسان ها اعتماد کند...
خلاصه داستان: تو نمیتونی با پول همهچیز و همهکس رو بخری. یه روزی، یه جایی، یه شبی، یه وقتی یکی بالا سرته کوچه ژاپنیها…
خلاصه داستان: میرعطاخانِ سرهنگ که یک افسر قرهسوران است و از راه به دام انداختن راهزنان زندگیاش را میگذراند به همراه اعضای خانواده نظامیاش برای انجام ماموریتی مهم به یک شکارگاه نفرین شده میروند…
خلاصه داستان: فیلم کیفر داستان مردی به نام برزو است که به خاطر قتلی که انجام داده در زندان است. خانواده او برای فراهم کردن پول دیه در مجالس و جشنها برنامه اجرا میکنند اما در شب قبل از اعدام، فردی به خانواده مقتول سه برابر دیه را میدهد تا رضایت ندهند.
خلاصه داستان: در فیلم دیوار، مردی که با موتور حرکتهای آکروباتیک انجام میدهد در حادثهای کشته میشود. در این میان دو فرزند او ستاره و شهاب تصمیم میگیرند تا راه وی را در دیوار مرگ ادامه دهند اما…
خلاصه داستان: در فیلم مصلحت، در اوایل دهه 60، پسر یکی از مقامات عالیرتبه کشور در یکی از درگیریها مقابل دانشگاه تهران مرتکب قتل میشود، اما پیوند خانوادگی و مصلحت سیاسی کشور، این پرونده مشکوک و پر رمز و راز را وارد موازنهای پیچیده و سخت میکند.
خلاصه داستان: دکتر کاوه نریمان (با بازی امیر آقایی) در زمان رانندگی با یک موتورسیکلت که خانواده ای سوار آن بوده تصادف میکند. فردای آن روز او در محل کارش در پزشکی قانونی با جسدی روبهرو میشود که او را میشناخته اما از روبه رو شدن با خانواده متوفی خودداری میکند.