جنگ جهانی سوم
خلاصه داستان: من همونی هستم که لباس تنت کرد، آدمت کرد، بهت بها داد، من همونم…
خلاصه داستان: من همونی هستم که لباس تنت کرد، آدمت کرد، بهت بها داد، من همونم…
خلاصه داستان: مردی بعد از جدایی چند ساله از خانواده برگشته و می خواهد خانه اش را از زن و پسر و عروس و نوه اش پس بگیرد. پسرش که در زیرزمین خانه زالو پرورش میدهد و می خواهد از این راه ثروتی بهم بزند، سعی می کند زن و مرد را آشتی دهد تا در خانه بمانند اما مادرش می خواهد با مردی دیگر ازدواج کند. در این بین نوۀ زن هم در مدرسه برای معلمش مشکلاتی به وجود می آورد که کل زندگی اعضای خانواده را تحت تاثیر قرار می دهد. هم خانوادۀ پسر و هم خانوادۀ معلم به خاطر این موضوع بهم می ریزد.
خلاصه داستان: داستان یک کارمند ساده بوده که پس از ترفیع گرفتن از اداره، به سبب قولی که به همکاران داده تصمیم دارد تا یک شب آنها را به میهمانی دعوت کرده و کباب غاز مفصلی برای آنها تدارک کند.
خلاصه داستان: جوانی برای زدنگی و سکونت، به یک ساختمان مسکونی هشت واحدی وارد می شود. او در بدو ورود با رفتارهای نابهنجار اهالی ساختمان روبرو شده و تصمیم می گیرد تا به ساختمان سر و سامانی دهد تا اینکه و…
خلاصه داستان: رئالیتی شوی سینما تراپی در یک فضایی متفاوت و تحلیلی برای پخش از هامون فیلم آماده شده، در این برنامه تلاش شده است تا فیلم ها و انیمیشن ها را از بعد روانشناسی مورد بررسی قرار دهند.
خلاصه داستان: سه ماه بعد از شکست کرونا اهالی محل به زندگی عادی خود برگشته اند اما تاثیر کرونا در رفتار اجتماعی آنان اتفاقات مختلفی را در این محل به وجود آورده است.
خلاصه داستان: نسیم (پریناز ایزدیار) و مجتبی (محسن تنابنده) زوج جوانی هستند که تازه صاحب فرزند شدهاند و در جنوب تهران زندگی خوب و سادهای دارند. مجتبی ظروف پلاستیکی یکبار مصرف میفروشد و نسیم عروسک درست میکند و ترشی خانگی تهیه میکند. یک روز مجتبی تصادف میکند و نسیم تمام تلاش خود را برای نجات خانوادهاش در غیاب او انجام میدهد اما وقتی میفهمد شوهر محبوبش در واقع برای تهیه پول، مواد مخدر خرید و فروش میکند و بیش از یک سال است که کار خود را از دست داده، همه چیز تغییر میکند و…
خلاصه داستان: پریناز پس از مرگ مادرش، به سراغ خالهاش میرود که تنها کسی است که میتواند به او پناه دهد اما خاله از پذیرفتن او امتناع میکند. سرانجام او در ماجراهایی پریناز بالاجبار با خالهاش زندگی میکند و…
خلاصه داستان: دو جوان که برای انجام معاینات مربوط به معافی از سربازی به مرکز نظام وظیفه رفتهاند با هم آشنا میشوند و این آشنایی پیشدرآمد اتفاقات خنده داری برای آنها میشود…
خلاصه داستان: فتحی (با بازی حمید لولایی) صاحب فروشگاه عتیقه فروشی، فردی بسیار خسیس است. او روح شریکش با بازی رضا شفیعی جم را در خواب می بند که او را متوجه گذشته، حال و آینده اش می کند. فتحی که متنبه شده از خواب بیدار میشود و آدم دیگری میشود و …
خلاصه داستان: سیمین میخواهد به همراه همسرش نادر و دخترش ترمه از ایران برود و همه مقدمات این کار را فراهم کرده. اما نادر نمیخواهد پدرش را که از بیماری آلزایمر رنج میبرد تنها رها کند. این اختلافات باعث میشود سیمین از دادگاه درخواست طلاق کند اما دادگاه درخواستش رادر مورد مالکیت فرزندش رد میکند. نادر نمیتواند از عهده مراقبت از پدرش بر بیاید پس برای این کار یک مستخدم به نام راضیه استخدام میکند. این زن که باردار است این کار را بدون اطلاع همسرش حجت قبول کرده است. یک روز نادر به خانه بر میگردد و…
خلاصه داستان: روایتی از زندگی چهار کودک با نامهای بهار، نادر، کمال و مریم است که همراه پدرشان غفور و مادربزرگ در دهه 50 نفس میکشند! دنیای این کودکان دنیایی است پر از رویاهای زیبای کودکانه که قرار است رنگ حقیقت به خود بگیرد.