محکوم قسمت اول
خلاصه داستان نسرین در تلاش است تا پسر بیمار و سرکش خود را از سقوط نجات دهد. اما سرنوشت، هر دو را به پرتگاهی می کشاند که گریزی از آن نیست ...
خلاصه داستان نسرین در تلاش است تا پسر بیمار و سرکش خود را از سقوط نجات دهد. اما سرنوشت، هر دو را به پرتگاهی می کشاند که گریزی از آن نیست ...
خلاصه داستان: رعنا و یغما، زندگی خوب و عاشقانهای دارند اما زندگیشان را سایه رازهایی که پنهان کردهاند، تهدید میکند و همین پنهانکاری، ماجراهای هولناکی را برایشان رقم میزند.
خلاصه داستان: اگر یکی از این زنها شهرزاد باشد جهان من نجات پیدا میکند از این همه ظلم و خونریزی. ما در روشنترین شب، پا به تاریکی میذاریم، به سمت کورسویی از روشنایی… ما مرگ رو از زندگی میدزدیم و زندگی رو به مرگ بازمیگردونیم…
خلاصه داستان: میگن هیچکس یه شبه پولدار نمیشه؛ حرفیه برای دلخوشی آدمایی که هنوز به پول نرسیدن!
خلاصه داستان: تو از نگاه اول چه چیزهایی یادت مانده؟ عطر پیچیده در فضا یا طره روی پیشانیاش؟ نگاه پر سکوتش یا هیاهوی قلبت؟
خلاصه داستان: در ابتدای قرن چهاردهم شمسی، شاه وقتی متوجه جنبش های نوظهور مربوط به حقوق زنان در کشور می شود، ماموریت ویژه ای به یکی از اهالی دربار خود می دهد و …
خلاصه داستان: در قسمت اول سریال نوبت لیلی، روح انگیز به این نتیجه میرسد که بدبیاریهای خانوادهاش نتیجه پشت گوش انداختن وصیت جدش است. برای همین به تکاپو میافتد تا نگارگری قدیمی را به هر قیمت به خانه برگرداند.
خلاصه داستان: نون خ قسمت اول: مراسم خواستگاری دختر آقانوری برگزار می شود و همچنین اهالی روستا در مورد تجارت تخمه به گفتگو می پردازند. نون خ به کارگردانی سعید آقاخانی و نویسندگی امیر وفایی است تیم دستیاری این سریال را امید ترکاشوند و مصطفی کیایی تشکیل میدهند که در نوروز 1398 از شبکه یک پخش شد. «نون خ» مخفف نام نقش اصلی این سریال، نورالدین خانزاده است.
خلاصه داستان : پژمان جمشیدی از بازیکنان فوتبال سابق تیم ملی ایران نقش خودش یعنی ستاره سابق پرسپولیس را بازی میکند. او نقش فوتبالیستی را دارد که برای چهارمین فصل متوالی با وجود تلاش فراوان، موفق نشدهاست تیمی را برای خود پیدا کند.
خلاصه داستان: سه ماه بعد از شکست کرونا اهالی محل به زندگی عادی خود برگشته اند اما تاثیر کرونا در رفتار اجتماعی آنان اتفاقات مختلفی را در این محل به وجود آورده است.
خلاصه داستان: بعضی آدم ها کلاً همینجوری هستن! یعنی هر چی میشه، هر چی میگن، هر چی میبینن رو کلاً همونجوری میگن و میبینن که هست! بعضی آدما خلاقن! حالا این یا به خاطر گردوئه یا به خاطر ژنِ پدرِ خدا بیامرزشون… دروغ…!