تابستان 58
خلاصه داستان: در سال ۱۳۵۸، دو دانشجوی داوطلب در جهاد سازندگی راهی منطقه سیستان و بلوچستان می شوند. آنها فکر می کنند که با ایراد سخنرانی برای مردم و انتخاب نماینده ای از بین خودشان، می توانند مشکلاتشان را رفع کنند. اما نفوذ خان آنچنان است که آن دو در می یابند امکان ایجاد پایگاه فرهنگی، به سادگی که تصورش را داشته اند. مقدور نیست، لذا راه دیگری را برای رسالت خود بر می گزینند که کمتر از مبارزه رویارو نیست.
