ممنوعه قسمت اول
خلاصه داستان: “داستان سه نسل را به صورت همزمان و پیوسته روایت می کند که از دغدغه های امروز جوانان تا آسیب مسائل روز خانوادگی و اجتماعی به تصویر می کشد.
خلاصه داستان: “داستان سه نسل را به صورت همزمان و پیوسته روایت می کند که از دغدغه های امروز جوانان تا آسیب مسائل روز خانوادگی و اجتماعی به تصویر می کشد.
خلاصه داستان: گندم و امیرعلی که هر دو در رشته الکترونیک نخبه هستند دل در گرو مهر هم دارند. اما پدر گندم که صاحب کله پزی عدالت است به هزار و یک دلیل با وصلت این جوان مخالف است، اما درست وقتی که امیرعلی فکر میکند قدمی به نرم کردن دل آقا رحمان نزدیک شده، حادثه ای تمام رویاهای او را در هم میریزد.
خلاصه داستان: بابک سردبیر مجلهی پرفروشی است و سهیل و مسعود همکاران او در نشریه هستند، هرکدام در زندگی مشترکشان دچار مسائلی شدهاند و برای فرار از زندگی روزمره و کاری و چند روز دوری از همسرانشان تصمیم میگیرند بدون اطلاع خانواده به سفر مجردی و به اصطلاح خودشان ریکاوری بروند.
خلاصه داستان: در حالی که کشور درگیر قحطی و بیماری بخاطر اشغال جنوب ایران توسط انگلیسیها در جنگ جهانی دوم است، حاکم عروسی مجللی برای دخترش برگزار میکند. زری و یوسف برخلاف انتظار به مراسم میروند. زری نگران است که یوسف با انتقاد از ریختوپاشهای مجلس، خشم حاکم را برانگیزد؛ چرا که یوسف باور دارد این هزینهها باید صرف نجات مردم از گرسنگی و فقر شود.
خلاصه داستان: کامیار برای جبران باخت زمین پدرش در قمار، هنگام اسبابکشی بازی جدیدی راه میاندازد، اما آوا، دختر کارگر خانه، ناگهان سر میرسد.
خلاصه داستان: در قسمت اول سریال خون سرد، پرونده آزار و اذیت لیلا کریمى در ترکیه به دست سرگرد امیر على طلوعى میرسد. او به همراه دوستش دکتر کسرى کیا در بررسى به اسم امیر شاهسوارى مى رسند.
خلاصه داستان: آشوب مربوط به جوانی است که با نام مستعار آشوب در کافههای لالهزار خوانندگی میکند و این آشوب با آشوبهای تاریخی و واقعی دهه 1320 تلفیق میشود و این شخصیت را به یک آشوب خوفناک و تهدیدآمیز تبدیل میکند و…
خلاصه داستان: آدمها باید جوری زندگی کنند که هر لحظه آماده ملاقات با اجل باشند؛ هر لحظه، هر کجا حتی داخل ماشین، پشت چراغ قرمز!
خلاصه داستان: داستان قنبر و صنم است که با چالشهای تازهای در زندگی مشترکشان دست و پنجه نرم میکنند…