پشت دیوار سکوت
خلاصه داستان: ستاره مددکاری اجتماعی است که تیغ جراحی را برداشته و چهره بزک کرده جامعه را کنار میزند. او در پی این است که بر سایه سنگین سکوت نور بتاباند و حقایقی را آشکار سازد و در این مسیر اتفاقاتی برای او و اطرافیانش رخ میدهد.
خلاصه داستان: ستاره مددکاری اجتماعی است که تیغ جراحی را برداشته و چهره بزک کرده جامعه را کنار میزند. او در پی این است که بر سایه سنگین سکوت نور بتاباند و حقایقی را آشکار سازد و در این مسیر اتفاقاتی برای او و اطرافیانش رخ میدهد.
خلاصه داستان: خانواده ای ازهم پاشیده به سختی روزگار میگذرانند. بعد از مرگ پدر معتاد خانواده، مادر مجبور میشود زندگی را اداره کند. اکرم حالا تلاش میکند خانواده خود را از مشکلات دور کند اما…
خلاصه داستان: ارژنگ و رویا بالاخره پس از سالها با یکدیگر ازدواج کرده اند و در حال رانندگی برای رسیدن به محل برگزاری مراسم ازدواجشان در شمال می باشند. آنها در طول مسیر خاطرات گذشته خود را مرور می کنند اما…
خلاصه داستان: “قدم” در مغازه “رحمت” شاگردی میکند و عاشق مونس دختر رحمت است. پس از مرگ رحمت جهان از موقعیت استفاده میکند و دختر 16 ساله رحمت در ازای طلبش از مادرش خواستگاری میکند، قدم از این بابت عصبانی می شود و …
خلاصه داستان: در محلههای پر آشوب تهران، در پیچاپیچ خیایانها و کوچهها و در پستوی خانهها سرگردان و حیران. آیا این جستجو را فرجامی هست؟
خلاصه داستان: نگار، نامزد اصلان، بدون اجازه او و غیرقانونی به خارج سفر میکند. حالا اصلان به دنبال راهی برای گرفتن ویزای قانونی است تا بتواند نامزدش را برگرداند.
خلاصه داستان: صحرا مشرقی پرستار یک بیمارستان روانی است. مسعود سازگار همسرش را که ظاهرا دیوانه شده در این بیمارستان بستری می کند. صحرا مشرقی وقتی با همسر مسعود آشنا می شود، پی به حقایقی عجیب از زندگی آنها می برد و ناخواسته وارد ماجراهایی می شود.
خلاصه داستان: ملیحه دختری جوان است که عاشق پسری به نام سیامک می شود ولی بر خلاف میل خانواده اش با او ازدواج میکند اما به زودی اختلاف فرهنگی و اخلاقی آنها باعث ایجاد مشکلاتی بزرگ بین آنها میشود.
خلاصه داستان: بعد از 5 سال حسن و عباس از زندان آزاد میشوند و عطا هم از کما بیرون میآید زنده میماند و گروه قدیمی دوباره تشکیل میشوند. عباس و حسن و عطا مدتی نیز دنبال کار میگردند اما موفق نمیشوند و تصمیم میگیرند مسیر گذشته شان را پیش ببرند.
خلاصه داستان: وقتی مسافر محترمی از خارج از کشور مهمان شماست و شما برای حفظ آبرو حاضر به انجام هر کاری هستید، ماجراهای جالبی رخ میدهد.
خلاصه داستان: اینجا امن نیست… این فیلم به تاثیر فضای مجازی و به خصوص تلگرام در زندگی انسانها میپردازد…
خلاصه داستان: سارا و آیـدا دوستانی صمیمیهستند که در یک شرکت اقتصادی باهم همکار هستند. مادر سارا معلمی بازنشسته است که به دلیل ضمانت چک برگشتی میثاق (فرزند دیگرش و برادر سارا) به زندان میافتد. در این بین سارا درصدد آزادی مادرش است. او به واسطه سعید (نامزد آیدا) که جوانی متمول است مادر را از زندان آزاد میکند اما درعوض با پیشنهاد سعید برای سرقت برخی از مدارک مناقصه از شرکتی که درآن کار میکند روبرو میشود.