آنسوی ابرها
خلاصه داستان: داستان روایت فیلم در مناطق فقیرنشین بمبئی رقم میخورد و درباره برادری خلافکار و خواهرش است که به دلیل حادثهای که حین دفاع از خود در برابر تجاوز رخ داده، در زندان به سر میبرد…
خلاصه داستان: داستان روایت فیلم در مناطق فقیرنشین بمبئی رقم میخورد و درباره برادری خلافکار و خواهرش است که به دلیل حادثهای که حین دفاع از خود در برابر تجاوز رخ داده، در زندان به سر میبرد…
خلاصه داستان: فرید یک روز صبح با خبر میشود که صاحب عمارت قدیمی که در آن سکونت دارند، ساعت نه شب به فرودگاه میرسد. حالا او و ساکنینی که فرید بدون اطلاع صاحب خانه آنها را به عمارت آورده تنها دوازده ساعت فرصت دارند تا خانه را خالی کنند، اما…
خلاصه داستان: داستان نویسنده ای پایبند به باورهای اعتقادی که به دنبال مضمونی مرتبط با باورهایش می گردد.
خلاصه داستان: شیرین که در زندگی خانوادگی با فرزند و همسرش به تدریج دچار مشکل میشود، به دنبال پیدا کردن راهی برای ایجاد ارتباط با آنهاست، که موفق نمیشود و به بحران میرسد. تلاش مجدد او برای برون رفت او از این بحران او را با چالش جدیدی رو به رو میکند.
خلاصه داستان: قصه ی فیلم آبا جان در دهه شصت می گذرد و زندگی اجتماعی مردم در آن سالها روایت میشود.
خلاصه داستان: ستاره مددکاری اجتماعی است که تیغ جراحی را برداشته و چهره بزک کرده جامعه را کنار میزند. او در پی این است که بر سایه سنگین سکوت نور بتاباند و حقایقی را آشکار سازد و در این مسیر اتفاقاتی برای او و اطرافیانش رخ میدهد.
خلاصه داستان: خانواده ای ازهم پاشیده به سختی روزگار میگذرانند. بعد از مرگ پدر معتاد خانواده، مادر مجبور میشود زندگی را اداره کند. اکرم حالا تلاش میکند خانواده خود را از مشکلات دور کند اما…
خلاصه داستان: ارژنگ و رویا بالاخره پس از سالها با یکدیگر ازدواج کرده اند و در حال رانندگی برای رسیدن به محل برگزاری مراسم ازدواجشان در شمال می باشند. آنها در طول مسیر خاطرات گذشته خود را مرور می کنند اما…
خلاصه داستان: “قدم” در مغازه “رحمت” شاگردی میکند و عاشق مونس دختر رحمت است. پس از مرگ رحمت جهان از موقعیت استفاده میکند و دختر 16 ساله رحمت در ازای طلبش از مادرش خواستگاری میکند، قدم از این بابت عصبانی می شود و …
خلاصه داستان: در محلههای پر آشوب تهران، در پیچاپیچ خیایانها و کوچهها و در پستوی خانهها سرگردان و حیران. آیا این جستجو را فرجامی هست؟
خلاصه داستان: نگار، نامزد اصلان، بدون اجازه او و غیرقانونی به خارج سفر میکند. حالا اصلان به دنبال راهی برای گرفتن ویزای قانونی است تا بتواند نامزدش را برگرداند.
خلاصه داستان: صحرا مشرقی پرستار یک بیمارستان روانی است. مسعود سازگار همسرش را که ظاهرا دیوانه شده در این بیمارستان بستری می کند. صحرا مشرقی وقتی با همسر مسعود آشنا می شود، پی به حقایقی عجیب از زندگی آنها می برد و ناخواسته وارد ماجراهایی می شود.